علي بن محمد البغدادي الماوردي ( مترجم : حسين صابرى )

507

آيين حكمرانى ( فارسى )

« اى معاذ ، آيا تو فتنه‌گرى ؟ » « 1 » . اگر چنان امام جماعتى پس از نهى نيز همچنان نماز را طولانى بخواند و از روش خود دست برندارد ، جايز نيست محتسب او را تأديب كند و تنها جايز است كسى ديگر را كه نماز را سبك‌تر مىخواند جايگزين او سازد . اگر در ميان قاضيان كسى باشد كه چون طرف‌هاى نزاعى آهنگ او مىكنند خود را از آن‌ها پنهان مىسازد و چون نزاع نزد او مىآورند از داورى ميانشان خوددارى مىورزد ، تا جايى كه كار داورى متوقف مىشود و طرف‌ها زيان مىبينند ، محتسب حق دارد در صورتى كه عذرى در ميان نباشد قاضى را به كارى كه بدان گمارده شده يعنى به بررسى نزاع طرف‌هايى كه نزد او شكايت آورده‌اند و داورى ميان كسانىكه در چيزى نزاع دارند وادار سازد . در اين ميان ، فراتر بودن رتبهء قاضى مانع آن نمىشود كه در آنچه كوتاهى كرده است او را نهى كنند . روزى ابراهيم بن بطحاء ، متولى حسبه در هردو بخش شهر بغداد بر سراى ابو عمرو بن حماد كه در آن زمان قاضى القضاة بود گذر كرد و ديد شاكيانى بر در سراى او نشسته و در انتظارند تا او بر كرسى قضاوت نشيند و ميانشان دادرسى كند ، درحالىكه روز از نيمه گذشته بود و خورشيد سوزان در ميان آسمان مىتابيد . ابراهيم ايستاد و حاجب خود را طلبيد و به او گفت : به قاضى القضاة مىگويى : شاكيان بر در نشسته‌اند و آفتاب آنان را دربر گرفته است و به انتظار آزرده شده‌اند . يا بر كرسى داورى ميانشان مىنشينى و يا آنان را از عذر خود مىآگاهانى تا بازگردند و پى كار خود روند . اگر در ميان مالكان بردگان كسانى باشند كه از بردگان بيش از توانشان كار مىكشند ، منع مالكان و نهى آنان متوقف بر اين است كه بردگان خود از باب نهى و اندرز شكايت كنند . پس

--> ( 1 ) . « افتان انت يا معاذ » . اين حديث را بنگريد در : مسلم ، صحيح مسلم ، ج 1 ، ص 339 ، ش 465 ؛ بخارى ، صحيح البخارى ، ج 1 ، ص 249 ، ش 249 و ج 5 ، ص 2264 ، ش 5755 ؛ ابن جارود ، المنتقى ، ج 1 ، ص 89 ، ش 327 ؛ ابن خزيمه ، صحيح ابن خزيمه ، ج 1 ، ص 262 ، ش 521 ، ج 3 ، ص 51 ، ش 1611 و ص 64 ، ش 1634 ؛ ابن حبان ، صحيح ابن حبان ، ج 5 ، ص 148 ، ش 1840 و ج 6 ، ص 180 ، ش 2400 ؛ بيهقى ، السنن الصغرى ، ج 1 ، ص 323 ، ش 555 ؛ همو ، سنن البيهقى الكبرى ، ج 3 ، ص 85 ، ش 4879 ، ص 112 ، ش 5033 ، ص 116 ، ش 5055 و ج 10 ، ص 208 ، ش 20690 ؛ هيثمى ، مجمع الزوائد ، ج 2 ، ص 71 ؛ شافعى ، مسند الشافعى ، ص 50 و 56 ؛ همو ، الام ، ج 1 ، ص 172 ؛ ابو داوود ، سنن ابى داوود ، ج 1 ، ص 210 ، ش 790 ؛ نسائى ، السنن الكبرى ، ج 1 ، ص 294 ، ش 909 و ج 6 ، ص 515 ، ش 11674 ؛ ابن ابى شيبه ، مصنف ابن ابى شيبه ، ج 1 ، ص 315 ، ش 3605 و ص 321 ، ش 3668 ؛ طحاوى ، شرح معانى الآثار ، ج 1 ، ص 213 ؛ طبرانى ، المعجم الاوسط ، ج 7 ، ص 233 ، ش 7363 و ج 8 ، ص 7 ، ش 7787 ؛ ابن حنبل ، مسند احمد ، ج 3 ، ص 124 ، ش 12269 ، ص 299 ، ش 14226 و ص 300 ، ش 14346 ؛ عجلونى ، كشف الخفاء ، ج 1 ، ص 171 ؛ كحلانى ، سبل السلام ، ج 2 ، ص 25 ؛ ابن حزم ، المحلى ، ج 4 ، ص 65 و 225 ؛ شوكانى ، نيل الاوطار ، ج 2 ، ص 259 و ج 3 ، ص 176 و 177 - م .